عجیبه که بعد از این همه مدت امروز صبح با فکر این ماجرا از خواب بیدار شدم. اینکه چرا از چند ماه پیش تا الان اصلا ب ماجرا فکر نکرده بودم و اینکه چرا الان دارم بهش فکر میکنم هر دو در آن واحد محل پرسش بود.
اما حرفم اینکه وقتی شروع میکنی به خلق آدمها در ورای اون چیزی که واقعا هستن، اون نقطه، نقطه شروع دفن کردن شونه.
اگه آدمها رو اونطور که هستن، با همه داشته ها و نداشته ها و خوبی ها و بدی هاشون نمیبینی، بلاخره روزی میرسه که حقیقت جلوی همه خیالپردازی هات می ایسته و چهار ستون هبل و عزی ای که ساختی رو در هم میشکنه و فرو میریزه.
دنیای ما آدمها با فهمیدن همه قوت و ضعفهای آدمیزاد ادامه پیدا میکنه. آدمهایی که اونها را با دیدن و فهمیدن همه خوبی ها و بدهاشون دوست داریم و این اون چیزی یه که تا ابد سرپا و پابرجا میمونه.
چندباری سعی کردم این مساله رو بهت بگم. نسیان...
ما را در سایت نسیان دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 110
تاريخ: دوشنبه
20 آذر
1396 ساعت: 13:13